تبلیغات
ولایت عشق - شهید علیرضا کریمی
شنبه 3 اسفند 1392

شهید علیرضا کریمی

   نوشته شده توسط: امیر ایزدخواه    

" چهره اش خیلی عجیب بود. محو جمالش شده بودم. دست از کار کشیده بودم. شاگردم هم ساکت شده بود فقط نگاهش می کردیم. بی اختیار به ایشان سلام کردیم. آقا سید جلو آمد.

بی مقدمه گفت: آقا باقر، دیشب علیرضا را نذر قمربنی هاشم کردی، مطمئن باش دیگه مریض نمیشه!! سفره ات راهم فراموش نکن! بالش زیر سر بچه ات را هم عوض کن! بعد گفت: شمانمی توانی، برای همین خودم سه مجلس روضه ات را در حرم آقا برگزار می کنم!!

حیرت زده نگاهش می کردم. بعد، آقا سید اسکناسی را گذاشت داخل جیبم و گفت: این رو خرج نکن، برای برکت حفظ کن. کار زندگیت به مو می رسد ولی پاره نمیشه!! بعد خداحافظی کرد  و از مغازه بیرون رفت.  "

این  داستان شفا یافتن علیرضا بود که قسمتی از کتاب مسافر کربلا می باشد. حتما این کتاب رو مطالعه کنید. 


برچسب ها: شهید علیرضا کریمی ، شهدا ، معرفی کتاب ،

BHW
پنجشنبه 31 فروردین 1396 01:11 ق.ظ
Hi there, I enjoy reading all of your post. I wanted
to write a little comment to support you.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر